یکشنبه, ۲۶ آذر ۱۳۹۶
هنر کارآفرین مدیریت منابع است مطلب ویژه
1393.تیر

گفت‌وگو با مهندس خسرو سلجوقی کارآفرین نمونه و سلطان کرم ایران

 

آقای مهندس ابتدا کمی از خودتان بگویید. کی و کجا به دنیا آمدید؟

من در روز اول فروردین ۱۳۳۸ در محله قصرالدشت به دنیا آمدم. پدرم اهل روستای ورق شهرستان آوج قزوین است و کارش را با کارگری شروع کرده، بعدها معمار شد و فعالیت اصلی‌اش در زمینه ساختمان‌سازی بود. مادرم زنجانی‌الاصل و خانه‌دار بود. آن‌ها نیز زندگی‌شان را از صفر شروع کردند مانند خودم. دوران ابتدایی را در دبستان بهرامی و دبستانی دیگر که در حوالی دانشگاه شریف امروزی بود گذراندم. دورۀ دبیرستان هم در مدرسه دکتر هوشیار به پایان بردم.

شرایط زندگی شما و خانواده چگونه بود؟

من از کودکی چون فرزند اول خانواده بودم همیشه تمام‌کارهای خانواده بر دوشم بود. از ۴، ۵ سالگی علاوه بر اینکه خرید خانه را انجام می‌دادم، در باقی کارها اعم از نگهداری بچه‌های کوچک‌تر از خودم، پخت‌وپز و شست‌وشو مشارکت داشتم. زندگی ما آن زمان در شرایط سختی می‌گذشت. محله‌مان آب، برق و تلفن نداشت. تأمین نور خانه از طریق گردسوز امکان‌پذیر می‌شد و گرمای خانه با کرسی و ذغال. آبی که برای شست‌وشو استفاده می‌کردیم جوی آبی بود که از میانۀ محل می‌گذشت و توسط میراب به‌طور نوبتی توزیع می‌شد و آب‌انباری داشتیم که هر ۱۵ روز یک‌بار آن را پر می‌کردیم. آب شربمان هم از شیرهای آب شربی بود که به آن «شیر فشاری» می‌گفتند. یادم هست حتی آن زمان یخچالی هم نبود و وقتی از ده برایمان گوسفند می‌فرستادند، گوشتش را قورمه می‌کردیم و برای استفاده درازمدت در خانه آویزان بود. همه این‌ها سبب شد که من از همان کودکی با کسب‌وکار و داشتن درآمد آشنا شوم. نخستین دستمزدی که می‌گرفتم به خاطر همین مشارکت در کارهای منزل بود که مادرم هفته‌ای دو ریال به من پاداش می‌داد. جالب آنکه مادرمان آخر ماه چرتکه می‌انداخت و اگر پولی کم می‌آوردیم از همان دو ریال‌ها پس می‌گرفت. این بود که من از همان زمان برای نگهداری حساب پول‌هایم، مجبور بودم نوعی حسابداری ساده را بیاموزم تا زیاد متضرر نشوم!

یعنی از همان کودکی نوعی مدیریت منابع را آموختید؟

بله. نوع تربیت خانوادگی ما به این شکل بود که به‌صورت غیرمستقیم مدیریت منابع را آموزش دیدیم. همین باعث شد من ارزش پول را بفهمم و در پس‌انداز پول و نگهداشت پول دقت کنم. کمی که بزرگ‌تر شدم تابستان‌ها برای کار می‌رفتم مدتی پادویی کردم، مدتی هم به‌عنوان شاگرد در نجاری کارکردم. شاید برایتان جالب باشد که با اولین حقوقی که گرفتم برای مادرم گردنبند و برای پدرم ساعت خریدم. از همان زمان عرقِ «من هم می‌توانم» داشتم و این ریشه در تربیت مادرم داشت. همزمان در مدرسه هم کسب‌وکاری برای خودم داشتم و فروشگاه و تعاونی مدرسه را اداره می‌کردم. هم در دوره ابتدایی و هم دبیرستان مبادرت به این کار می‌کردم و باعث شد خرید کالا، توزیع کالا، فروش کالا و خیلی چیزهای دیگر را یاد بگیرم. دانش‌آموزان زیادی در مدرسه بودند اما کمتر کسی حاضر بود این کار را انجام دهد؛ اما من از همان کودکی کار کردن را دوست داشتم.

کی وارد دانشگاه شدید و چه رشته‌ای را برای تحصیل انتخاب کردید؟

سال ۱۳۵۶ بود که به دانشکده افسری رفتم.

چرا افسری را انتخاب کردید؟

شاید به خاطر علاقه شدیدی که به نظم، انضباط و دیسیپلین داشتم و تصور می‌کردم رفتن به‌نظام پاسخگوی خواسته‌ام خواهد بود. در خانواده پدرم جز خود او که از ارتش منزجر بود، چهار عمویم همگی نظامی بودند. پدرم مخالفتی نکرد اما موافق هم نبود. به دانشکده افسری رفتم اما به ماجراهای انقلاب برخورد کرد و باعث شد بیرون بیایم.

چه دلایلی باعث شد تصمیم به ترک دانشگاه بگیرید؟

مختصر بگویم، نظمی که به عشق آن به دانشکده افسری رفته بودم را ازدست‌رفته می‌دیدم. فضای انقلابی بر فعالیت نیروهای مسلح هم تأثیر گذاشته بود، بنابراین صلاح‌دیدم نمانم. همان زمان از یک دانشکده آمریکایی در کالیفرنیا برای تحصیل در رشته الکترونیک پذیرش گرفتم اما پدرم با رفتن به امریکا مخالفت کرد. همزمان در رشته ریاضی محض دانشگاه تربیت‌معلم پذیرفته شدم و تحصیل را آغاز کردم. کمتر از دو سال بعد ماجراهای انقلاب فرهنگی و تعطیلی دانشگاه‌ها پیش آمد. باوجوداینکه تحصیلم متوقف‌شده بود اما بیکار نماندم. همان زمان به‌عنوان نیروی جهادی وارد جهاد دانشگاهی شدم.

در جهاد دانشگاهی کارتان چه بود؟

 

در آنجا کارم جوشکاری موتورهای کوره‌های آجرپزی بود. خاطرم هست شخصی ارمنی موتوری برای کوره‌های روستایی طراحی کرده بود که ما در جهاد دانشگاهی بر اساس آن طرح، موتورها را جوش می‌دادیم و به روستاها می‌فرستادیم. همان زمان به خاطر علاقه‌ای که به تحصیل داشتم وقتی شنیدم مدرسه عالی شهید مطهری دوره‌هایی با عنوان اندیشه شناسی ایجاد کرده، ثبت‌نام کردم و به‌عنوان طلبه مشغول تحصیل شدم. جز این‌ها به‌عنوان معلم هم وارد آموزش‌وپرورش شدم. با تدریس ریاضی شروع کردم و بعدها با جبران جای خالی معلمان دروس تربیتی مثل دینی، قرآن، عربی و ادبیات ادامه دادم. مدتی هم ناظم و مدیر مدرسه بودم.

گویا در دوران تدریس در آموزش‌وپرورش هم کارآفرینی کردید؟

بله. آنجا باز یک‌جور مدیریت منابع بود. نوآوری‌ای که کردیم این بود که از طریق بچه‌ها و اولیایشان به‌صورت رایگان تعدادی از تجهیزات آموزشی موردنیاز مدرسه را ساختیم. به این شکل که از دانش‌آموزان پرسیدم پدر کدامتان نجار است؟ گفت من، گفتم بگو از چوب به‌اندازه تخته‌سیاه برای ما ببرد. پرسیدم پدر چه کسی نقاش است؟ گفت من، گفتم بگو این تخته را رنگ کند. پدر چه کسی آهنگر است؟ با میلگرد دایره‌های به اندازه‌های مختلف بسازد، پدر چه کسی ابزارفروش است؟ تعدادی میخ بیاور. با همین امکانات خُرد، کاری کردیم که دانش‌آموزان در عین مشارکت جمعی در پیشبرد کلاس ریاضی، هم به شغل پدر و مادرشان افتخار کنند و هم اینکه وسیله‌ای درست کنند که آموزش ریاضی مفاهیم دایره‌های متداخل، متخارج و مماس ساده‌تر صورت گیرد. همین باعث شد کلاس ریاضی من در مدرسه شیخ‌الرییس به شکلی دربیاید که وقتی زنگ تفریح می‌خورد به‌زور دانش‌آموزان را به استراحت می‌فرستادم تا بتوانم یک استکان چای بخورم، درحالی‌که اگر دیده باشید کلاس‌های ریاضی معمولاً پیش از اینکه زنگ تفریح بخورد، خالی می‌شوند.

دانشگاه را در چه سالی تمام کردید؟

سال ۱۳۶۴ فارغ‌التحصیل شدم و در امور تربیتی آموزش‌وپرورش مشغول به کار شدم. در آن زمان طی هفته با چهار معاون وزیر کار می‌کردم. یک روز با دکتر حداد عادل در معاونت تألیف کتب درسی، دو روز با دکتر فانی در معاونت برنامه‌ریزی، دو روز با آقای دکتر زرهانی در بخش مسابقات فرهنگی و هنری و یک روز در هفته هم با آقای کتیرایی در معاونت جنگ. این فعالیت‌ها ادامه پیدا کرد تا سال ۱۳۶۷ که در رشته کارشناسی ارشد بورسیه سازمان امور اداری و استخدامی کشور پذیرفته شدم. ابتدا در رشته مهندسی صنایع دانشگاه تربیت مدرس پذیرفته شدم اما بعد از مدتی که دیدم باید ۲۸ واحد علوم تربیتی بگذرانم قیدش را زدم. به نظرم کار بیهوده‌ای می‌آمد که در رشته مهندسی چنین دروسی بخوانم. این بود که با تغییر رشته و دانشگاه تحصیل در رشته مدیریت دانشگاه تهران را در مقطع کارشناسی ارشد آغاز کردم. گرایشی که انتخاب کردم مدیریت سامانه‌ها و روش‌ها بود که بانظم و انضباط سازمانی پیوند محکمی داشت و با علایقی که از دوران جوانی داشتم جور بود. تا پایان تحصیل یعنی سال ۱۳۷۰ در سازمان امور اداری و استخدامی کشور بودم و در این مدت روی طرح‌های زیادی مطالعه کردیم. ازجمله طرح تغییر ساعت و طرح‌های سمبلیکی مثل صدور یک‌روزه گذرنامه، صدور یک‌ساعته گواهینامه و تغییر ساعت در شش ماه سال و امثالهم. من خاطرم هست آنجا که بودم سال ۱۳۶۹ روی طرحی با عنوان «تحلیل و بررسی مشکلات اجرایی طرح‌های عمرانی کشور» هم کارکردم که هنوز جزو طرح‌های قابل استناد و قابل رجوع است. ازجمله اخیراً گروهی از مرکز پژوهش‌های مجلس به اینجا آمده بودند و دربارۀ این طرح و نسبت آن با شرایط فعلی گفت‌وگو کردیم و نتیجه اینکه ۷۰، ۸۰ درصد مباحثی که آن زمان مطرح کرده بودیم هنوز هم مسائل روز است.

بعد از سازمان امور اداری و استخدامی کشور بازهم به معلمی ادامه دادید؟

به آموزش‌وپرورش بازگشتم اما این بار در بخش دیگری از ساختار. من در آن سال به سازمان نوسازی، توسعه و تجهیز مدارس کشور رفتم. مقوله ساخت‌وساز مدارس، مراکز تربیت‌معلم، اردوگاه‌های دانش‌آموزی، خوابگاه‌ها و به‌طورکلی هرآن چه در حوزه ساخت‌وساز در وزارت آموزش‌وپرورش جریان داشت زیر نظر این سازمان بود. من در آنجا مدیرکل برنامه، بودجه و خدمات ماشینی بودم تا سال ۱۳۷۷ که اخراج شدم.

دلیل اخراجتان چه بود؟

رییس جدیدی به سازمان آمد و تشخیص داد که با افراد دیگری که با ایشان هماهنگ‌تر هستند کار کند.

شما چه کردید؟

سال ۱۳۷۷ به سازمان برنامه‌وبودجه کشور رفتم و به‌عنوان مشاور امور پژوهشی معاونت فرهنگی، آموزشی و پژوهشی سازمان و مدتی در سمت سرپرست دفتر امور پژوهشی سازمان برنامه‌وبودجه مشغول به کار شدم. آن زمان دکتر نجفی ریاست سازمان را بر عهده داشتند. در برنامه‌وبودجه بودم تا اینکه در سال ۱۳۸۰ به‌عنوان معاون فنی دبیرخانه شورای عالی اطلاع‌رسانی کشور منصوب شدم. در آنجا بود که ما برای نخستین بار طرح توسعه کاربری فناوری اطلاعات ایران را مطرح کردیم که بعدها به برنامه «تکفا» مشهور شد. طرحی که اجرای آن باعث شد بسیاری بعدها از آن دوره به‌عنوان دوره طلایی فناوری اطلاعات در ایران یاد کنند. البته به نظر من آن زمان فناوری اطلاعات مثل فنری جمع شده بود که تنها به تلنگری احتیاج داشت تا باز شود و ما تنها کاری که کردیم این تلنگر را زدیم. این طرح مبتنی بر یکسری پژوهش‌هایی بود که پیش از ما در شورای پژوهش‌های علمی کشور به ریاست مرحوم دکتر حسن حبیبی انجام‌شده بود. در آنجا ۱۲ کمیسیون داشتیم که یک کمیسیون هم کمیسیون اطلاع‌رسانی به ریاست دکتر معتمدی بود. تجربیات دکتر معتمدی و جناب آقای مهندس نصرالله جهانگرد که آن زمان در معاونت وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات مشغول به کار بودند، درنهایت برنامه‌ای شد با عنوان تکفا که در دولت دوم آقای خاتمی به نوشته شدن تبصره‌ای با عنوان «توسعه فناوری اطلاعات کشور» منجر شد و توسعه در این بخش را بنیان گذاشت.

کار را در همان شورا ادامه دادید؟

تا سال ۱۳۸۵ بله اما در همان سال بود که به‌عنوان مدیرکل دفتر توسعه امور کارآفرینی به وزارت کار رفتم و دو سال بعد در سال ۱۳۸۷ خودم را بازنشسته کردم. البته بعد از بازنشستگی هم به‌عنوان مشاور شرکت خدمات انفورماتیک بانک مرکزی فعالیت کردم.

و بازنشستگی آغاز حضور در بخش خصوصی و کارآفرینی در عرصه عمل شد...

آن‌ها از این کرم چه استفاده‌ای می‌کردند؟

با استفاده از آن پروتئین تولید می‌کردند. همان‌جا به ذهنم رسید که اگر این کرم می‌تواند از فضولات دامی تغذیه کند آیا ممکن است بتواند زباله هم بخورد؟ خاطرم هست یک‌مشت از این کرم‌ها را گرفتم و به خانه آوردم. دو سطل آشغال از همسرم گرفتم در محیط خانه این کرم‌ها را آزمایش کردم و بعد هم با جست‌وجو در اینترنت متوجه شدم که ما تا آن روز خواب بودیم و در بسیاری دیگر از کشورها پرورش کرم تبدیل به یک صنعت پول‌ساز شده است؛ مثلاً من متوجه شدم خریدوفروش ظروفی که این کرم را در آن‌ها پرورش می‌دهند و تبدیل به پروتئین می‌کنند به نام BIN که ما در ایران به «رآکتور» ترجمه کردیم، به یک کسب‌وکار پرسود تبدیل‌شده است و در این کشورها از ۲۹ دلار تا ۱۵۰۰ دلار قیمت‌گذاری می‌شود. وقتی وارد این قضیه شدم مرتب جست‌وجو کردم و چند مشاوره دادم. تصمیم گرفتم به‌جای کسب‌وکار، ترویج این کار را به‌صورت یک وظیفه اجتماعی پیگیری کنم. در جست‌وجوهایم بیش از ۱۲۰ گیک اطلاعات دربارۀ این کرم به دست آوردم و در تمام این مدت تلاش کردم این اطلاعات را در قالب کتاب، جزوه، بروشور و سی‌دی‌های آموزشی که با کسب مجوزهای لازم از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و آموزش‌وپرورش تهیه‌کرده‌ایم، در اختیار افراد علاقه‌مند قرار دهم.

تاکنون چه تعدادی از افراد وارد این صنعت شده‌اند و اکنون در چه شرایطی به سر می‌برند؟

من برای گسترش این صنعت از انواع شبکه‌های اجتماعی و رسانه‌های دیداری و شنیداری و مکتوب اعم از صداوسیما و مجلات و روزنامه‌ها و در صدر همه آن‌ها اینترنت به معنای واقعی کلمه بهره بردم. در یک‌قلم به شما بگویم که در فهرست ارسال رایانامه من اکنون ۵۰۰۰ نام وجود دارد که از این تعداد حدود ۳۰۰ نفر به‌صورت جدی در این موضوع فعالیت می‌کنند و جز این‌ها آماری که ما داریم در سراسر کشور در حدود ۷۷۰۰ نفر در این صنعت شاغل‌اند. از سال ۹۰ احساس کردم ما با یک خلأ مواجهیم و باید افرادی که وارد این کارشده‌اند را به شکلی دورهم جمع کنیم و اینجا بود که انجمنی با عنوان «انجمن کودهای آلی و زیستی» تأسیس کردیم که افراد شاغل در این کسب‌وکار را متشکل کند. از سال گذشته هم به تشکیل یک تعاونی با عنوان «خوشه زمین سالم» مبادرت کردیم. چون من خودم چگونگی تأسیس نوعی از شرکت‌ها به‌عنوان شرکت‌های خوشه‌ای را تدریس می‌کنم، با این کار به دنبال این هستم که همه ذی‌نفعان و ذی‌اثران این رشته را دورهم جمع کنیم.

با توجه به اینکه ترویج این رشته را به‌صورت رایگان انجام می‌دهید، هدف شما از گسترش این موضوع چیست؟

من از کودکی در رؤیاهایم همیشه تصور می‌کردم یک روز کاری انجام می‌دهم که دنیا را نجات می‌دهم. وقتی با کرم آشغال خوار مواجه شدم به ذهنم آمد که این همان چیزی است که در رؤیاهایم می‌دیدم و می‌تواند دنیا را نجات دهد. برداشت خودم این است که هرچه بتوانم تعداد بیشتری از افراد را در این قضیه درگیر کنم، لذت بیشتری خواهم برد.

یکی از شعارهای شما «کرم کوچک، پول‌ساز بزرگ» است. مزیت نسبی طرح شما چیست؟

ما دو صنعت داریم به اسامی ورمی‌کالچر و ورمی‌کمپوست؛ که من خودم در سال‌های اول این دو را باهم اشتباه گرفته بودم. من ورمی‌کمپوست را ترویج می‌کردم. شما گاو را برای خودش ترویج می‌کنید یا برای فضولاتش؟ خب مسلم است که برای خودش. ورمی‌کمپوست بخشی از فضولات این کرم است، ورمی‌کالچر صنعت پرورش این کرم است؛ یعنی ما مثل مرغداری و گاوداری صنعتی داریم به اسم کرم‌داری. شغلی است که در امریکا ۵۰۰ هزار نفر در آن شاغل‌اند. گوگل چندی پیش یک مسابقه‌ای برگزار کرد با عنوان ۱۰X۱۰۰ ایده‌ای که می‌تواند جهان را متحول کند. ۱۶۳ هزار ایده در این مسابقه شرکت کردند که ایدۀ ما در میان ۱۰۰ ایدۀ برتر قرار گرفت.

در حقیقت باید این‌طور بپرسم که این کرم چه ویژگی و فوایدی دارد؟

خداوند بیش از ۴۴۰۰ گونه کرم خاکی آفریده است. یکی از وظایف اصلی این کرم‌ها شخم زدن زمین است، سالی یک‌بار تولیدمثل می‌کنند و برای خاک ضروری هستند اما متأسفانه مصرف کودهای شیمیایی و سموم موجب از بین رفتن این کرم‌ها می‌شود. از ۴۴۰۰ گونه کرم مذکور، تعداد محدودی از این کرم‌ها ویژگی‌های خاصی دارند که این کرم یکی از آن‌هاست. تفاوتش این است که هر هفته تولیدمثل می‌کند. این کرم‌ها تخم‌گذارند و هر هفته به ۱۱ کرم تبدیل می‌شوند. ۷۰ درصد پروتئین دارند. برای اینکه بدانیم یعنی چه برایتان بگویم که گوشت قرمز ۲۲ درصد پروتئین دارد! امگا ۳ دارد که در فرآیند درمان بیماری‌های قلبی مؤثر است. کرم قرمز حلقوی هرمافرودیت یا دوجنسیتی است، اما برای باردارشدن باید حتماً دو کرم داشته باشیم که یکی از آن‌ها نقش ماده و دیگری نقش نر را ایفاء می‌کند. بعد از یک هفته از دو کرم ۲۴ کرم‌داریم و جالب آنکه کرم‌های تازه متولدشده پس از ۳۵ تا ۴۵ روز خودشان قدرت باروری پیدا می‌کنند. ویژگی منحصربه‌فرد این کرم‌ها داشتن پنج قلب است. نوعی از این کرم که با بوم ایران سازگار است «آیزینیا فوتیدا» نام دارد. این کرم قرمز حلقوی خاکی نخستین بار در دره کالیفرنیا شناسایی شد و به همین دلیل کرم قرمز کالیفرنیایی یا کادیلاک آمریکایی هم نامیده می‌شود. نوع بومی ایرانی آن در مقایسه، جثه کوچک‌تری دارد که هم در ایران دیده می‌شود و هم از کشورهای انگلیس، آرژانتین، هند و ارمنستان وارد ایران شده است. نوع دیگر این کرم‌ها «لومبریکوس روبولوس» است که با آب‌وهوای مناطق گرمسیر آفریقایی سازگار است. نوعی که بومی ایران است تقریباً با همه مناطق کشور سازگاری دارد و در این زمینه هیچ محدودیتی وجود ندارد. در بدن این کرم ۵ نوع آنزیم وجود دارد که برای از بین بردن آلودگی‌های مناطق آغشته به مواد نفتی کاربرد دارد. خود این کرم مثل نوعی فیلتر عمل می‌کند.

پس لابد از بدن این کرم محصولات زیادی تولید می‌شود.

بله. بیش ازآنچه تصورش را بکنید. از این آنزیم‌ها برای ساخت شامپو، خمیردندان، مواد شوینده، مواد ضدعفونی‌کننده در بیمارستان‌ها و... تولید می‌کنند. بشر در تمام عالم تا امروز ۲۱ نوع اسیدآمینه کشف کرده است. اسیدآمینه یعنی آجرهای تشکیل‌دهنده سلول‌های موجودات زنده. ۱۸ نوع از این اسیدهای آمینه در این کرم وجود دارد. به همین دلیل خود کرم خوراک دام،  طیور و آبزیان است. چه خوراکی از این ارزان‌تر؟ جالب اینکه در تحقیقی ثابت‌شده که با مصرف یک درصد کرم خاکی در جیره غذایی مرغ، تولید تخم‌مرغ، وزن و پروتئین بدن مرغ به ترتیب به میزان ۲۵، ۲۲ و ۷ درصد افزایش پیداکرده است. با این کرم شما می‌توانید در طی یک سال ۱ کیلوگرم گوشت را به ۱۰۰۰ کیلوگرم گوشت تبدیل کنید. مصرف دیگر این کرم در صنایع تولید لوازم‌آرایشی و بهداشتی است. در سال ۱۹۸۵ شرکت DOVE برای اولین بار استفاده از این کرم را در محصولات خود آغاز کرد و اولین سری محصولاتش را با عنوان جوان‌کننده‌های پوست در سال ۱۹۸۷ به بازار فرستاد. حالا هم بیشتر شرکت‌های پیشتاز این صنعت در تولید انواع شامپو، صابون، کرم، انواع پودرهای روشن‌کننده، تقویتی و... از این کرم استفاده می‌کنند. این کرم در صنایع داروسازی هم کاربرد دارد چنانکه در برخی کشورها به‌صورت قرص و آمپول در کمک به بهبود انواع بیماری‌ها و نارسائی‌های مختلف مورداستفاده قرار می‌گیرد. مثل کمک در تقویت افراد شیمی‌درمانی شده و جراحی‌های سنگین و... حتی در چین داروی ضدویروس، سرم ضد تومور (E76) و پمادهای جلدی تحت نام Kinjanin pHu به‌منظور درمان اگزما و تب‌خال و... با استفاده از این کرم تولید می‌شود.

گفتید از فضولات این کرم هم استفاده می‌شود. این فضولات چه استفاده‌ای دارد؟

کودی که از این طریق به دست می‌آید در کشاورزی معجزه می‌کند. چنانکه مطابق تحقیقات کشورهای اروپایی و آمریکایی، استفاده از این نوع کود کیفیت محصولات کشاورزی را نسبت به کود شیمیایی عملاً حدود ۵۰ درصد و کمیت (تعداد در واحد سطح) آن‌ها را نیز چیزی در حدود ۳۰ تا ۷۰ درصد افزایش می‌دهد. حتی با استفاده از این کود می‌توان زمین‌های شوره‌زار و کوهپایه را قابل‌کشت کرد. از طرف دیگر محصولی که با استفاده از این کود به دست می‌آید، محصولی کاملاً ارگانیک است.

چگونه می‌توان این کرم را پرورش داد؟ به عبارتی سرمایه موردنیاز برای پرورش کرم چیست؟

پایه اصلی این پروژه قبل از آنکه پول باشد دانش است. ما معتقدیم که هرچند در نگاه اول شاید کار ساده‌ای به نظر برسد ولی دانش در این صنعت حرف اول را می‌زند. در خیلی از برنامه‌های آموزشی و دوره‌هایی که برگزارشده ‌است، بار‌ها عنوان کرده‌ایم شروع این پروژه با ۵۰ هزار تومان پول یک کیلوگرم کرم امکان‌پذیر است اما تداوم آن بستگی به دانش و علاقه فرد دارد.

آیا شما نخستین کسی بودید که این ایده را مطرح و اجرایی کردید؟

خیر، پیش از من هم این کار انجام‌شده است. ولی می‌توانم بگویم من اولین نفری هستم که این ایده را در کشور «ترویج» کرده‌ام. این ایده پیش از انقلاب و در دشت مغان و همچنین پس از انقلاب در ۳ یا ۴ محل دیگر توسط بخش خصوصی انجام می‌گرفت. ولی دانش این کار در همان‌جا باقی ماند و توزیع نشد. کاری که من انجام دادم این بود که دانش آن را در جامعه توزیع کردم.

چه موانعی درراه توسعه این صنعت وجود دارد؟

مهم‌ترین مشکل درراه توسعه این صنعت مشکل فرهنگی و عدم آگاهی جامعه از مزایای اجرای این طرح است. بالاخره بزرگ‌ترین مشکل کارآفرین‌ها بازاریابی و بازار سازی است. این‌ها سختی‌های خاص خودشان رادارند. ما تقریباً این مسیر‌ها را طی کرده‌ایم. تا یک سری از این موانع را برداریم. محاسبات نشان می‌دهد اگر ما تمام زباله‌های ایران را بتوانیم به کود فراوری کنیم این کمتر از ۳ الی ۴ درصد بازار ایران را جواب می‌دهد و ما حتی باید زباله وارد کنیم. همان‌طور که چین و هندوستان دارند زباله وارد می‌کنند؛ بنابراین نیاز کشور بیش از آن چیزی هست که الآن در کشور تولید می‌شود؛ اما نکته مهم این هست که آیا بازار نسبت به محصول ما شناخت دارد تا که استفاده کند؛ و این دو مقوله جدا از هم است. هنوز ما معتقد هستیم که بازار شناخت کافی برای استفاده کامل از این محصول را ندارد. برای شناساندن محصول به مردم یک بخش این هست ما دهان‌به‌دهان، رودررو و از طریق رسانه‌های دیداری، شنیداری افراد را نسبت به مزایای استفاده از این کود آگاه کنیم تا میزان استفاده بالا برود. یکی از مهم‌ترین مصرف‌کنندگان این محصول کشاورز، دامدار، مرغدار، پرورش‌دهنده آبزیان، فعالان صنعت لوازم دارویی و آرایشی هستند که متأسفانه هیچ‌یک چنان‌که بایدوشاید از وجود این محصول آگاهی ندارند. گروه دیگری از مصرف‌کنندگان خود من و شما هستیم که به‌عنوان مصرف‌کننده نهایی بین میوه ارگانیک و غیر ارگانیک تفاوتی قائل نیستیم و گروه سوم مسئولان دولتی هستند که باید از گسترش این طرح پشتیبانی کنند.

آیا تاکنون برای گفت‌وگو با مقامات اقدام کرده‌اید؟ چه نتیجه‌ای در پی داشته است؟

بله. من در اردیبهشت ۱۳۸۷ در دیداری رودررو با رییس‌جمهوری وقت طرح‌ها را ارائه کردم، قول‌های زیادی هم داده شد و به وزیر وقت جهاد کشاورزی، وزیر وقت راه و شهرسازی و معاون اول رییس‌جمهور دستوراتی دادند اما درنهایت به نتیجه‌ای نرسید. در بخش کشاورزی یکی از مهم‌ترین مشکلات توزیع کود شیمیایی رایگان یا با یارانه در میان کشاورزان است. کاری که از سوی دولت و مجموعه وزارت جهاد کشاورزی انجام می‌شود و از گسترش فرهنگ استفاده از این نوع کود جلوگیری می‌کند. حرف ما این است که دولت بیاید و یارانه کود شیمیایی را قطع کند، اگر هم دلیل پرداخت این یارانه حمایت از کشاورزان است و قرار است یارانه‌ای به کود شیمیایی داده شود، به این نوع کود هم تعلق بگیرد تا فرصت رقابت ایجاد شود. از سال ۱۳۸۸ هیئت دولت پرداخت یارانه به کودهای آلی و زیستی را نیز علاوه بر کود شیمیایی تصویب کرد اما متأسفانه در عمل از سوی جهاد کشاورزی پرداخت نشد. ما خوشبختانه در قوانین بالادستی مثل قانون برنامه پنجم توسعه برخی حمایت‌های قانونی از گسترش صنعت کرم‌داری و کود ورمی‌کمپوست راداریم. ازجمله در ماده ۱۹۳ این قانون که با تلاش نمایندگان مجلس افزوده شد و تأکید می‌کند که: «شهرداری شهرهای بالای دویست هزار نفر جمعیت و شهرهای ساحلی و شهرهای حاشیه تالاب‌های داخلی در راستای مدیریت پسماند شهری موظف‌اند تا پایان سال چهارم برنامه، پسماندهای خود را با روش‌های نوین و فناوری‌های جدید با اولویت روش‌های آلی (ارگانیک) از قبیل کرم‌پوسال (ورمی‌کمپوست) بازیافت کنند. از سال پایانی برنامه، هرگونه دفن پسماند‌ها در این‌گونه شهر‌ها مطلقاً ممنوع است.» و یا ماده ۱۴۳ همین قانون که بر «ترویج استفاده از کودهای آلی و زیستی (ارگانیک) در سطح مزارع و باغ‌های کشور حداقل در سقف یارانه سال آخر برنامه چهارم و افزایش میزان مصرف این‌گونه کودها به ۳۵ درصد کل کودهای مصرفی در پایان برنامه» تصریح کرده است.

درنهایت فکر می‌کنید چه راهی پیش روی شماست تا بتوانید این صنعت را بیش‌ازپیش گسترش دهید؟

به نظر من سرمایه‌گذاری گسترده در صنایع بالادستی ازجمله صنایع تولید کالاهای بهداشتی مثل صابون، شامپو، خوراک دام، طیور و آبزیان و... برقراری ارتباط میان این بخش که به‌نوعی مواد اولیه چند صنعت را تولید می‌کند به بازارهای هدف و کارخانه‌ها، می‌تواند به‌صورت مستقیم برافزایش سطح تولید این صنعت تأثیرگذار شود. از طرف دیگر گسترش فرهنگ استفاده از کودهای آلی و محصولات ارگانیک می‌تواند در میان مردم بازار فروش محصولات حاصل از این فرآیند را تقویت کند.

آقای مهندس، هرچند شما در موضوع کرم به ترویج و تدریس مشغولید و از سوی برخی به‌عنوان «سلطان کرم ایران» نامیده شده‌اید اما همان‌طور که گفتید به‌عنوان یک کارآفرین و مدیر موفق درآمدتان را از طرق دیگری به دست می‌آورید. چنان‌که می‌دانیم شما جز ریاست هیئت‌مدیره تعاونی خوشه زمین سالم، مدیرعامل شرکت فناوری اطلاعات ناواکو هستید. وقتی به اینجا آمدید با چه شرایطی مواجه شدید؟

من سال‌ها در شورای اطلاع‌رسانی کشور فعالیت کردم و با مقوله فناوری اطلاعات مأنوس بودم اما دو سال قبل که به این شرکت آمدم، متأسفانه ناواکو با ۹۴ نفر کارکنان، با یک میلیارد و شش‌صد میلیون تومان ضرر در سال مالی مواجه بود و نمی‌توانست حقوق کارکنانش را پرداخت کند. خوشبختانه‌ی در دو سال حتی با توجه به شرایط اقتصادی نامناسب کشور توانستیم با همکاری و هماهنگی همان کارکنان، مدیران و مشتریان شرکت، شرکت را به‌جایی برسانیم که نه‌تنها حقوق به‌موقع پرداخت می‌شود و ضرری در کار نیست، بلکه با افزایش تعداد کارکنان به ۲۰۰ نفر و در سال مالی اخیر ۱۱ میلیارد و ۴۰۰ میلیون تومان سود، در رتبه‌بندی انفورماتیک کشور نیز در چند رشته رتبه اول بگیریم.

مهم‌ترین بحرانی که در هنگام ورود به این شرکت با آن مواجه بودید چه بود و چطور توانستید بر آن فائق بیایید؟

مهم‌ترین بحران همان بحران پرداخت حقوق بود. خوشبختانه با بهره گرفتن از سرمایه اعتباری که در ایران کمتر به آن توجه می‌شود، توانستیم ضمن تسویه‌حساب‌ها شرکت را از حالت بحرانی خارج کنیم و با بالا بردن حجم کار و درگیر کردن خود بچه‌ها در پروژه‌های تازه شرکت را به شرایط امروز برسانیم.

فکر می‌کنید رمز موفقیت یک کارآفرین برای عبور از بحران و رسیدن به ساحل آرامشی که امروز در آن قرار دارید چیست؟

به نظر من مهم‌ترین موضوع این است ما روش کار کردن با افراد و نیروی انسانی‌مان را بیاموزیم. تجهیز و مدیریت مناسب منابع در چنین شرایطی مهم‌ترین اولویت ماست. منابع تنها پول نیست. نیروی انسانی و انگیزه‌ها و استعدادهای تک‌تک کارکنان است که ما را در عبور از شرایط سخت کمک می‌کند. ما باید هنر استفاده حداکثری از منابع را داشته باشیم. برداشت من این است که ما با استفاده درست از منابع و ایجاد نوعی انگیزه و تعهد جمعی بود که توانستیم از آن مرحله عبور کنیم. این موضوعی است که متأسفانه در ایران کمتر به آن توجه شده است. ما در ایران کار کردن با همدیگر را تمرین نکرده‌ایم؛ اینکه باهم رشد کنیم، باهم ثروتمند شویم و باهم پیش برویم.

برچسب ها

پیوند با وبگاه های محیط زیست

برخی از سایت های مرتبط با وبگاه های محیط زیست را در قسمت زیر مشاهده نمایید.
کارآفرینها
  • تلاش ما بر آن است در وبسایت های کارآفرینها و پیشرفت، به نحوی واقع بینانه به مسائل بنگریم.